کد خبر: ۲۶۷۶۷
تاریخ انتشار: ۲۴ آبان ۱۳۹۶ - ۰۹:۲۸
سیرنیوز: گویا آرامش از جغرافیای خاورمیانه رخت بسته است. در حالی که خاورمیانه تحت‌الشعاع اخبار تبعات خطای استراتژیک بارزانی در برگزاری همه پرسی و در پی آن بازگشت عراق به مناطق مورد مناقشه بود، این‌بار ریاض و تحولات مرتبط با آن به خبر اول رسانه‌های جهانی تبدیل شد.
به گزارش سیرنیوز،اعلام استعفای حریری با طرح اتهامات علیه ایران در ریاض، اصابت موشک یمنی ‌ها به ریاض، دستگیری‌های روی داده توسط محمد بن سلمان در عربستان، دستور عمل خروج اتباع سعودی و کویت از لبنان و.... می‌تواند پیام آور تحولات پسا‌داعشی باشد که خاورمیانه در آینده، آبستن آن گردد.
عربستان با دو بن‌بست یا تنگنای ژئوپلتیکی مواجه است. از یکسو با شکست داعش و ادامه مقاومت یمنی‌ها نه تنها نتوانسته است مسلط بر حیاط خلوت خیالی خود شود، بلکه با هدف قرار گرفتن ریاض توسط موشک‌های یمنی خطر نه در مرزها بلکه به نزدیکی کاخ‌های سعودی رسیده است. از سوی دیگر ساختار سنتی و فرسوده قدرت در عربستان که متکی به سازو کار شیخی- قبیله‌ای است دیگر پاسخگوی نیازهای امروز سعودی نیست. سلمان برای غلبه بر این دو معضل همزمان به دو اقدام دست زده است.
ولیعهد سعودی که امروز یا فردا بر تخت خواهد نشست، با وادار کردن حریری به اعلام استعفا در ریاض با طرح اتهامات علیه ایران، از یک سو قدرت خود را به رخ می‌کشد و از سوی دیگر لبنان را به‌عنوان آدرس تلافی عدم موفقیت در یمن نشان می‌دهد. همزمان سلمان سعی دارد با بازتعریف ساختارهای عربستان شرایط گذر سعودی از نظامی قبیله‌ای به سیستمی مدرن را فراهم نماید. بخش مهمی از دستگیری های روی داده در عربستان به این هدف صورت گرفته است.
در این میان وهابیت و سلفی گری به‌عنوان مهم‌ترین مانع اقدامات سلمان باید تضعیف شده و سخن گفتن از اسلام میانه یا معتدل و اولویت قائل شدن به عربیت تبلور این رویکرد ولیعهد سعودی است. اقدامات سلمان در هماهنگی و تحت حمایت کامل امریکا بوده و به نظر می‌رسد واشنگتن و ریاض در عبور از افراط‌ گرایی برخاسته از تفکر سلفی که القاعده و داعش محصول آن بوده است، به توافق رسیده‌اند. در واقع زمان استفاده ابزاری از گروه های افراطی
رو به افول بوده و بخش مهمی از شکست داعش فارغ ازمبارزه محور مقاومت با این گروه، حاصل چرخش راهبردی ریاض- واشنگتن است. در سناریو راهبردی پیش روی ریاض، هدف بازتعریف ساختاری در عربستان، اولویت قرار دادن عربیت، سکولاریسم و تحقق مدرنیته تعیین شده است. در مسیر تحقق تغییرات راهبردی در سعودی می‌باید تعلقات افراطی مذهبی با خاستگاه سلفی تضعیف شده و شیعیان نیز بتوانند در چتر عربیت و سکولاریسم به ریاض نزدیک شوند.
این تحول بنیادین اگر موفق شود در ادامه خود می‌تواند از معضل سعودی با شیعیان داخلی و بیرونی کاسته و تأثیرات عمیق بر موازنه ژئوپلیتیک منطقه بگذارد. محصول دورتر تغییرات هدایت شده توسط سلمان که عامل فاصله‌گیری از نگاه تنگ مذهبی و رویکرد به عربیت و سکولاریسم خواهد بود، می‌تواند حتی عامل جذب برخی مسیحیان لبنان و... نیز شود. برای نظام مسلط جهانی، تجربه تغییرات بنیادی چون انقلاب اسلامی ایران یا تغییرات آنی و خشنی چون تغییرات لیبی، تجربه‌ای خوشایند نبوده و برای امریکا به‌عنوان قدرت مسلط، تغییراتی مطلوب است که به همراه حفظ روابط راهبردی و تعهدات در شیبی آرام صورت بگیرد.
ترکیه قبل از سعودی این مسیر را آغاز کرده و همچنان با فراز ونشیب‌هایی آن را ادامه می‌دهد. تحولات آغاز شده در عربستان نشان می‌دهد که سعودی‌ها به‌طور جدی در توافق و بده و بستان با امریکا وارد فاز تغییراتی شده‌اند که حاصل آن چه با سلمان و چه بدون سلمان می‌تواند ظهور عربستان نوین در نتیجه بازتعریف‌های رخ داده در آینده باشد.در این میان ارتجاعی تلقی کردن یا ماندن نظام سیاسی سعودی، همچنین دست کشیدن عربستان از حوزه‌های نفوذ و رقابت و واگذاری آن به ایران، اگرمحصول خوش خیالی نباشد، می‌تواند حاصل غفلت از ساز وکارهای قدرت و بازی‌های پیچیده مترتب بر نظام جهانی باشد.
در جغرافیای خاورمیانه، نه ایران و نه عربستان از معادلات قابل حذف نبوده و نیستند. ازمنظرمعادلات و محاسبات منطقه‌ای و جهانی رقابت‌های میان تهران – ریاض نباید سبب برهم خوردن راهبردی تعادلات ژئوپلیتیکی میان ایران و عربستان شود. برهم خوردن این معادلات می‌تواند عامل جنگ باشد. حمله صدام به ایران در بخشی حاصل تغییرات ژئوپلیتیکی بود. اگر موازنه‌ها و در این میان موازنه میان تهران- ریاض به سود یکی و زیان دیگری به‌طور محسوس تغییر نماید، صحنه رقابت از فاز سیاسی، وارد فاز نظامی خواهد شد.
نکته آنکه در حالی که سیاست خارجی ایران درگیری به وسعت جغرافیای جهان دارد، مهم‌ترین معضل سیاست خارجی عربستان، ایران است. ایران نیم نگاهی به ریاض دارد اما سعودی ها تمام حس‌های خود را متوجه ایران کرده‌اند. دور شدن از سلفی گری و گام برداشتن در جهت تحقق دولتی مدرن اگرچه در بخش مهمی از تحقق اهداف 2030 ریاض است، اما این هدفی است که در درون خود می‌تواند در بخش‌هایی اگر ریل روابط تهران و ریاض در مسیر تعامل قرار نگیرد، علیه ایران وارد عمل شود. تهران و ریاض هر دو به‌دنبال توسعه اقتصادی هستند که دستیابی به آن تنها در فضای صلح میسر است. باشد که تهران و ریاض به دام درگیری‌ها گرفتار نشده و جغرافیای جهان اسلام را درگیر جنگی داخلی نکنید. روی کار بودن دولت تدبیر و امید در ایران،
نه برای ریاض بلکه برای منطقه و جهان اگر به دنبال صلح باشند، یک فرصت است. نه تهران و نه ریاض نباید با رقص شمشیر و طبل جنگ همراه شوند. نباید بسترساز تبدیل جنگ نیابتی به جنگ مستقیم شد. سلمان جویای نام بیش از تمرکز بر دشمنی با ایران، باید به صداهای صلح برآمده از تهران گوش فراداده تا در سایه صلح، خاورمیانه قوی تر نه ایران یا عربستان قوی تر شکل بگیرد.
 صادق ملکی کارشناس و تحلیلگر ارشد سیاسی
نام:
ایمیل:
* نظر: